
بازار سرمایه در شرایطی وارد مرحله تازهای شده که مقایسه آن با سایر بازارهای دارایی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. طی سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از بازارهای موازی خود را با تورم و افزایش نرخ ارز تطبیق دادهاند، اما بورس همچنان بخشی از این عقبماندگی را حفظ کرده است. همین فاصله میتواند یکی از مهمترین محرکهای ورود نقدینگی و تداوم روند صعودی بازار در ماههای پیشرو باشد.
تورم در این میان نقشی دوگانه برای بازار سرمایه دارد. از یک سو، افزایش سطح عمومی قیمتها هزینههای تولید شرکتها را بالا میبرد و از سوی دیگر، درآمد فروش بسیاری از بنگاهها نیز متناسب با رشد قیمت محصولات و خدمات افزایش مییابد. مسئله مهمتر، فاصله بورس با بازارهای موازی است. در شرایطی که داراییهای مختلف خود را با نرخهای بالاتر ارز و تورم تعدیل کردهاند، بخشی از سهام هنوز به همان نسبت رشد نکرده است. ارزش دلاری بسیاری از شرکتها نیز همچنان با سطوحی که در دوره اوج بازار در سال ۱۳۹۹ تجربه کردند فاصله دارد. بنابراین حتی پس از رشد اخیر، نمیتوان تمام ظرفیت بازار برای افزایش ارزش را مصرفشده دانست.
از منظر تکنیکال نیز نشانههایی از شکلگیری یک روند میانمدت و بلندمدت دیده میشود. رفتار فعلی بورس تا حدی یادآور سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ است؛ دورهای که پس از جهش نرخ ارز، بازار سرمایه با فاصله زمانی وارد روندی صعودی شد و این روند برای چند سال ادامه یافت. اکنون نیز این احتمال مطرح است که بورس وارد چرخهای صعودی شود؛ چرخهای که البته مانند هر روند بلندمدت دیگری با اصلاح و نوسان همراه خواهد بود.
در این میان، وضعیت نمادها نیز اهمیت دارد. بخشی از سهام از سقفهای سال ۱۳۹۹ عبور کردهاند و روند جدیدی ساختهاند، اما این موضوع به معنای اشباع کل بازار نیست. تفاوت میان قیمت سهام و ارزش واقعی شرکتها، بهویژه در مقایسه با ارزش دلاری، همچنان میتواند ظرفیتهایی برای رشد ایجاد …












